سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
324
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
كلام مذكور را در موقعى اطلاق و القاء مىنمايند كه شما كلامى به غير فلانى گفته و از آن خود فلانى را اراده نموده باشى پس گويا به واسطه اينكلام بجانبى اشاره كرده و جانب ديگر را اراده نمودهاى . و مناسب با غير عرضيت در صورتى كه وسائط بين لازم و ملزوم متكثر باشد همچون سه مثال ذيل : 1 - كثير الرّماد . 2 - جبان الكلب . 3 - مهزول الفصيل . آنست كه از كنايه بنحو تلويح استفاده شود زيرا تلويح آنست كه از دور به غير خودت اشاره نمائى و اگر وسائط مزبور قليل باشد امر از دو حال خارج نيست : الف : آنكه در ملزوم خفاء باشد نظير دو مثال ذيل : 1 - عريض القفاء ( گردن پهن ) . 2 - عريض الوساده ( بالش پهن ) . در ايندو مناسب رمز مىباشد زيرا رمز آنست كه از نزديك به غير خودت بطور پنهانى اشاره كنى چه آنكه حقيقت و ماهيّت رمز اشاره كردن با لب يا ابرو مىباشد . ب : آنكه در ملزوم خفاء نباشد مانند آنچه در قول شاعر آمده : او ما رأيت المجد القى رحله * فى آل طلحة ثمّ لم يتحوّل يعنى : آيا نمىبينى بزرگى و آقائى را كه بار خود را در آل طلحه فرود آورده پس بجاى ديگر نمىرود . و مناسب با آن ايماء و اشاره مىباشد چنانچه در اين بيت شاعر